۱۰.۲۰.۱۳۹۲

در غرب بشر دوستی به یک جسد بی روح تبدیل شده است! درد دل یک مهاجر افغانستانی درسویدن


رسول چند ماه قبل در اعتصاب غذایی شهر بودن، شمال سویدن بود، بنا بر رایزنی اداره مهاجرت او دست از اعتصاب غذایی که نزدیک یک ماه طول کشیده بود، کشید و بشمول همه مهاجران اعتصاب شکسته شد. 

اسم من رسول قاسمی و از افغانستان هستم.  به همراه فامیلم به دلیل شرایط سخت و باخطر جانی که برایمان به وجود آمد افغانستان را ترک کردیم. اعضای فامیل من شامل پدر و مادرم، خواهرم، برادر بزرگم و خانم و سه طفلش برادر دومم با خانم و دو دخترش و خودم با همسرم و یک پسرم و دخترم هستند.
من، پدرم و دو برادرم به دلیل همکاری که با خارجی ها در افغانستان داشتیم از طرف طالبان تهدید به مرگ شدیم (که اسناد کافی در این مورد ارایه دادیم ولی اداره مهاجرت سویدن هیچ کدام آن را تایید نکرده است،  از لحاظ هویت و موقیعت کاری همکاران خارجی ما می توانند مارا تایید کنند. و ما حتی نام آنها را در اختیار این نهاد قرار دادیم اما قبول نکرده اند. من و فامیلم از راه های بسیار سخت و طاقت فرسای افغانستان را ترک کرده و هر کدام با مشکلات و اتفاقات جداگانه توانستیم  وارد سویدن شویم.  من و برادرم شریف قاسمی یک سال در زندان مجارستان سپری کرده ایم و آنجا زندانی بودیم.
خواهر من از مریضی شدید روحی رنج می برد و همراه پدر و مادرم در سویدن زندگی می کرد و اداره مهاجرت سویدن بدون هیچ توجهی به وضعیت روحی او به آنها جواب منفی دادند و حالا می خواهند پدر و مادر پیرم را اخراج اجباری کنند.

برادر بزرگم رضا قاسمی به همراه خانمش و یک پسر به نام (علی) حدود 8 ساله و دو دختر (مهدیه) حدود 7 ساله و (زهرا) حدود 5 ساله با شرایط خیلی بد و غیر انسانی و بدون اطلاع قبلی از طرف پلیس به تاریخ 9 دسامبر 2013 ساعت 6 صبح به تعداد 10 پلیس به خانه آنها رفته و آنها را مجبور به جمع کردن لباس هایشان کرده و با این که طفل ها او ترسیده بودند و گریه میکردند آنها را از میدان هوایی شهر شلفتیو به مقصد نامعلوم پرواز دادند و من با آنها تماس گرفتم گفتند ما نمیدانیم این ها با ما چی خواهند کرد و من صدای طفل های اورا می شنیدم که داشتند عذر و زاری میکردند و تا ساعت 10 شب که با آنها صحبت کردم گفتند مارا سوار هواپیما می کنند تا به افغانستان بفرستند. آنها حتی حق دفاعیه از خویش نداده بودند، بدون  کدام محکمه و وکیل  به مثل یک مجرم از سویدن اخراج کردند.

 من نمی دانم، بشر دوستی کجاست، که دولت و مردم سویدن از آن دم می زنند؟
دولت سویدن ادعا دارد که به حقوق بشری اطفال اهمیت میگذارند و این یعنی چی؟
در سرمای زمستان سه طفل برادرم را که به زندگی در سویدن سخت عادت کرده بودند و زبان سویدی را کاملاً یاد گرفته بودند به افغانستان فرستادند.  یک دختر برادم به تازگی عملیات سخت از ناحیه گوش را پشت سر گذاشته بود نیاز به تداوی و مراقبت داشت و جراحی دوم باقی مانده بود و باید زیرنظر داکتران می بود.  اما سویدن به هیچ یک از این ها توجه نکرده و برادرم  را فرستادند و حالا انها کاملاً مخفی زندگی می کنند. برادرم و اطفالش از خانه خارج شده نمی توانند و خانم برادرم گاهی با چادری از خانه بیرون می رود،  سر نوشت اطفال انها چه خواهد شد؟
افغان های که در اعتصاب شهر بودن شرکت کرده بودند، از وضع صحی بدی برخوردار بودند.
 آنها تاچه وقت از ترس دشمنان خود در این حالت زندگی خواهند کرد؟   هر اتفاقی که بیافتد اداره های بین المللی مهاجرت و کشور سویدن، باید پاسخگو باشند.  کشور سویدن جان آنها را به خطر انداخته اند و حال نمی دانیم، چگونه از این خانواده مرافبت کنیم.
من حالا یک دختر 3 ماهه دارم که در سویدن به دنیا آمده و خودم از طرف نهاد مهاجرت سویدن، هیچ جوابی دریافت نکرده ام.  یک سال شده که با فشار ها روحی و روانی منتظر جواب دوسیه پناهندگی خود هستم، تا شاید سرنوشتم تغییر کند اما با این که من جواب ندارم و دخترم اینجا تولد شده خانمم صدف قاسمی و پسرم بلال قاسمی جواب منفی دارند و چند روز بعد از تولد دخترم پلیس خانمم را خواسته بود و به او گفته بودند که تو و بلال باید به افغانستان برگردید.  
برادرم شریف قاسمی که با من وارد سویدن شده هم منتظر جواب مثبت و یا منفی است و خانم او معصومه قاسمی و دخترانش یلدا و لیدا قاسمی در خطر اخراج اجباری هستند .
فامیل ما هفت طفل داشت یعنی این اطفال هیچ اهمیتی از لحاظ انسانی برای این دولت ندارند در مدت این 3 سال اطفال ما از اسم اداره مهاجرت سویدن می ترسند و هر وقت همدیگر را می بینند از هم می پرسند آیا شما قبول شده اید؟ در وقت بازی کردن به هم می گویند که پلیس می آید مارا می برد،  این برای اطفال بی گناه ما شکنجه روحی نیست؟ آیا ازهم پاشیدن خانواده ها قانون بشری مهاجرت است؟  آیا بی سرنوشت شدن برادرم و اعضای خانواده اش قانون است؟  چه کسی جواب گوی این همه بی عدالتی در مقابل فامیل من است؟  ما از کدام ارگان تقاضای جواب داشته باشیم  که با بی عدالتی روبرو شده ایم.

ما را تا این حد زجرکش نکنند. ما توقع زیادی از قوانین مهاجرت بین المللی و اداره ها مهاجرت نداریم و ما از نهاد های بشری میخواهیم، از حق انسانی من و خانواده ام حمایت کنید.

۹.۱۹.۱۳۹۲

پلیس افغانستان زنی را از سنگسار نجات داد

سنگسار زنان و مردان در قانون جزای افغانستان نیز هست و شرایط سختگیرانه ای دارد، اما وجود این ماده در قانون جزای افغانستان نگرانی نهاد های حقوق بشری را برانگیخته است و مدافغان حقوق بشر خواهان لغو و غیرقانونی شمردن سنگسار در افغانستان اند.

پلیس در ولایت شمالی قندوز افغانستان یک زن را قبل از اجرای حکم سنگسار، نجات داد. مقام های ولایت قندوز گفته‌اند که افراد وابسته به گروه طالبان سه روز پیش زنی را در ولسوالی دشت ارچی این ولایت بازداشت کرده و سپس حکم کرده بودند که سنگسار شود.
عنایت‌الله خلیق سخنگوی والی قندوز به بی‌بی‌سی فارسی گفت که پلیس ساعاتی قبل از اینکه افراد طالبان حکم سنگسار را اجرا کنند، وارد اقدام شد و این زن ۳۵ ساله را از سنگسار طالبان نجات داد.
ولسوالی دشت ارچی ولایت قندوز از نقاط نسبتا نا امن این ولایت است. در روستاهای دشت ارچی گروه طالبان فعال اند و تشکیلات محلی دارند.
مقام های امنیتی قندوز گفته اند که مردم محل جریان گرفتاری و صدور حکم سنگسار علیه خانم حلیمه را به پلیس خبر داد.
حلیمه ۳۵ ساله است و پس از آنکه پلیس او را از دست طالبان آزاد کرد، به فرماندهی پلیس و سپس به خانه اش در ولسوالی دشت ارچی منتقل شده است.
مقام های امنیتی در قندوز به بی‌بی‌سی گفته اند که خانه حلیمه مصون و زیر نظر پلیس است.
در همین حال سید سرور حسینی سخنگوی فرماندهی پلیس ولایت قندوز گفت که این زن برای سه روز در یکی از پناه‌گاه های گروه طالبان در ولسوالی دشت ارچی در اسارت طالبان بود.
او گفت که طالبان در قریه های این ولایت پناه‌گاه های مخفی دارند.
بر اساس اطلاعات آقای حسینی، این خانم پنج فرزند دارد و مدتی قبل شوهرش او را به ظن داشتن روابط نامشروع با فرد دیگری، طلاق داده است.
سخنگوی پلیس قندوز همچنین گفت که شوهر خانم حلیمه عضویت گروه طالبان را دارد و پس از این که طالبان محلی از ماجرای طلاق آن ها خبر شد، اقدام به مجازات خانم حلیمه کرد.
شوهر این زن همراه با دیگر افراد گروه طالبان، فرار کرده است، پلیس گفته که تلاش برای گرفتاری این افراد جریان دارد.
ثریا صبحرنگ عضو کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان هم گفت که این گزارش به آنها نیز رسیده است و نمایندگان این نهاد در قندوز وضعیت قربانی را بررسی خواهند کرد.
خانم صبحرنگ گفت اقدام به موقع پلیس برای نجات حلیمه قابل ستایش است.
خانم صبحرنگ افزود که فردا سعی خواهند کرد حلیمه را به محل امنی انتقال دهند.
گزارشهای نهاد های فعال در زمینه حقوق بشر، نشان می‌دهد که موارد ثبت خشونت علیه زنان در نهاد های دولتی و غیر دولتی، افزایش یافته است.
شماری این اتفاق را مثبت می‌دانند و می‌گویند قبلا نیز خشونت علیه زنان اعمال می‌شد اما زنان یا امکان شکایت به مراجع دادرسی را نداشتند و یا هم سعی می‌کردن سکوت کنند. اما افزایش موارد ثبت خشونت در نهادهای قضایی، پلیس و نهاد های فعال در زمینه حقوق بشر نشان‌می دهد که امکانات ثبت چنین شکایت‌هایی بیشتر شده و زنان نیز سعی می‌کنند علیه خشونت مبارزه کنند.
مسئولان کمیسیون حقوق بشر گفته اند که در شش ماه اول سال جاری خورشیدی ثبت موارد خشونت علیه زنان نسبت به عین زمان در سال گذشته ۲۵ درصد افزایش داشته است.

لزوم رعایت حقوق بشر در افغانستان


نویسنده : داکتر سیما سمر، 
منبع  روزنامه جامعه باز
مجمع عمومی‌ سازمان ملل متحد در تاریخ ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸، اعلامیة جهانی حقوق بشر را به تصویب رساند. این روز به نام  «روز جهانی حقوق بشر» نام گذاری شد و از آن پس، همه‌ساله در جوامع و کشورهایی مختلف از آن گرامیداشت به عمل می‌آید. در عین حال، دهم سامبر (۱۹قوس)، روز ملی قربانیان دوران جنگ در افغانستان نیز است. به این ترتیب، دو مناسبت مهم ملی و بین المللی در یک روز جمع آمده است.
دهم دسامبر، فرصت و زمینه‌ای مهم برای فعالان حقوق بشر و همۀ افراد جامعه است تا از یک‌سو در مورد مفهوم حقوق بشر، به‌مثابه یک ارزش جهانی و حقوق قربانیان و عدالت تأمل ‌و از جانب دیگر، جهت تحقق و نهادینه‌شدن آن دادخواهی کنند.
اعلامیة جهانی حقوق بشر از زمرۀ اسناد مهم و تأثیر‌گذار جهانی است که ارزش حقوق بشر را به‌صورت قواعد حقوقی منظم در ۳۰‌ اصل برای تمامی‌جوامع، ملت‌ها و دولت‌ها اعلام داشته و به دولت‌ها تکلیف می‌کند که حقوق بشری افراد و انسان‌های تحت قلمرو خویش را رعایت و احترام کنند. پس از تصویب این سند، که دولت افغانستان نیز از امضا‌ کنندگان آن است، میثاق‌ها، قرار دادها و اعلامیه‌های دیگر بین‌المللی در عرصة حقوق بشر در سطح بین‌المللی وضع و تصویب شدند. مجموعۀ این اسناد بین‌المللی حقوق بشر، الزام به رعایت حقوق بشر توسط دولت‌ها را از یک تعهد اخلاقی به یک مسئولیت و تکلیف حقوقی الزام‌آور تبدیل کرد.
اعلامیة جهانی حقوق بشر و سایر میثاق‌هایی که از آن نشأت گرفته است، مجموعة حقوقی را اعلام می‌دارد که هر‌فرد، به‌صرف انسان‌بودن، واجد آن است و باید از آن برخوردار باشد. این دسته از حقوق، شامل  فهرستی از حقوق ذاتی، جهان‌شمول و ضروری است که شروط لازم برای برآوردن نیاز‌های اساسی انسان به شمار می‌روند. به دلیل ذاتی‌بودن و جهان‌شمولی حقوق بشر است که این مجموعه‌حقوق به تمامی‌افراد بشر، به‌حکم انسان‌بودن و بدون در نظرداشت تعلقات نژادی، جنسی، مذهبی، زبانی و… تعلق می‌گیرند و در هیچ وضع و حالی قابل سلب، تعلیق و تعطیل نیستند. رعایت اصل برابری و منع تبعیض در برخورداری شهروندان از حقوق بشر، از اصول مسلم این دسته حقوق تلقی می‌شود.
دولت افغانستان به بیشتر‌ اسناد، میثاق‌ها و معاهدات بین‌المللی حقوق بشر، از جمله «اعلامیة جهانی حقوق بشر» ملحق شده و مادۀ هفتم قانون اساسی افغانستان نیز به آن مشروعیت قانونی داده و رعایت آن را الزامی‌کرده است. از جانب دیگر، در فصل حقوق و وجایب اتباع در قانون اساسی، حقوق بشری و شهروندی تمامی‌شهروندان افغانستان با رعایت اصل برابری و منع تبعیض، تسجیل شده است. رعایت  حقوق بشر و پرداختن به آن، از تعهدات دولت افغانستان بوده و دولت به رعایت و زمینه‌سازی برای تحقق و تأمین واقعی آن مکلف است.
طی یازده سال گذشته، پیشرفت‌های بی‌سابقه‌ای در عرصة توسعه حقوق بشر و حمایت از آن، خصوصاً در حوزۀ ایجاد ضمانت‌های قوی قانونی، تبدیل حقوق بشر به یک گفتمان جدی در سطح ملی و افزایش آگاهی مردم از موازین حقوق بشر در کشور، صورت گرفته است.
علی‌رغم حصول دستاوردهایی قابل ملاحظه در زمینۀ توسعة حقوق بشر و حمایت از آن در کشور، برای نهادینه‌شدن این ارزش‌ها، راه دراز و پرمخاطره‌ای ‌پیش رو است و با چالش‌ها و گرفتاری‌های فراوانی مواجهیم که عبور از این موانع، دقت، تأمل و تلاش شجاعانۀ شهروندان کشور و فعالان حقوق بشر و جامعۀ مدنی را می‌طلبد.
تطبیق عدالت، یکی از نیازمندی‌های مبرم کشور و جامعة ما در راستای رسیدن به یک جامعۀ عادلانه و مبتنی بر حقوق بشر است. چنان‌که در مقدمة قانون اساسی تذکر رفته است، در گذشته‌ها «بی‌عدالتی‌ها، نابه‌سامانی‌ها و مصائب بی‌شماری بر کشور ما» وارد آمده است. حقوق بشر و آزادی‌های اساسی شهروندان به‌طور مکرر نقض شده؛ اما باز‌پرسی وتعقیبی صورت نگرفته است. انتظار می‌رفت که در یک‌دهۀ گذشته به عدالت انتقالی به عنوان یک امکان و فرصت‌ برای رسیدگی به تمامی‌جنایات و جرایم ضد بشری که در سه‌دهه جنگ در افغانستان ارتکاب یافته است، توجه صورت گیرد و به مطالبات برحق قربانیان، حرمت نهاده شود؛ اما قربانیان هنوز در انتظار تأمین عدالت و مطالبات قانونی و انسانی خود‌‌اند.
تجارب ده سال گذشته نشان می‌دهد که بدون تأمین عدالت و ارائۀ پاسخ منطقی و قابل قبول به خواست قربانیان و بدون رسیدگی به جرایمی‌که در گذشته‌ها ارتکاب یافته است، نمی‌توان به ‌جامعه‌ای با‌ثبات و عادلانه که تمامی‌افراد آن در مصئونیت و امنیت خاطر زندگی کنند، دست یافت.
تلفات ملکی و گسترش ناامنی در نقاط مختلف کشور، مسئلۀ مهم دیگری است که میزان رعایت حقوق بشر و توسعة آن را، به‌صورت جدی، به چالش می‌کشد. هر‌چند مسئولیت اکثر‌ قاطع تلفات ملکی را مخالفان مسلح دولت به عهده دارد؛ اما به‌موجب میثاق‌های بین‌المللی حقوق بشر، دولت افغانستان مسئولیت و تکلیف تأمین امنیت و مصئونیت جان و مال شهروندان کشور را به عهده دارد‌ و مکلف است ‌راه بیرون‌رفت از این معضل جدی ملی را جست‌وجو و شناسایی کرده و نقطة پایانی به دردها و آلام قربانیان و آسیب‌دیدگان بگذارد.
برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه، یکی از مسائل قابل تأمل  و تأثیر‌گذار بر وضعیت حقوق بشر است. برگزاری انتخابات از یک‌سو، تحقق حق انتخاب‌کردن و انتخاب‌شدن به عنوان مصداقی از حقوق بشر بوده و از سوی دیگر، زمینه‌ساز رعایت سایر حقوق بشری شهروندان و تأمین عدالت در کشور می‌تواند باشد. نفوذ گروه‌های مسلح غیر‌مسئول، نا امنی و احتمال تقلب و تخلفات انتخاباتی چالش‌های فرا‌راه این پروسة ملی است. این چالش‌ها، اصول انتخابات آزاد و عادلانه را با جدیتی تمام تهدید می‌کند. بر مسئولان امور است که در فرصت باقی‌مانده، ‌ضمانت‌های لازم برای برگزاری انتخابات سالم را ایجاد کرده، زمینه‌های مشارکت همگانی شهروندان کشور را در یک انتخابات آزاد و عادلانه فراهم ‌سازند.
 خشونت علیه زنان، یکی از گرفتاری‌های جدی جامعۀ افغانستان در حوزة حقوق بشر است. گونه‌های مختلف خشونت، از قتل ناموسی تا تجاوز جنسی و لت‌و‌کوب ‌‌زنان در نقاط مختلف کشور اعمال می‌شود و همه‌روزه قربانی می‌گیرد. از جانب دیگر، ارگان‌های مربوطۀ دولتی آن‌طور‌ که باید به قضایای خشونت علیه زنان رسیدگی عادلانه، به‌موقع و قانونی نمی‌کنند که نشان از وجود فساد اداری و ضعف حاکمیت قانون در این نهادها دارد. پایان‌دادن به خشونت علیه زنان از طریق تطبیق موازین قانونی، رسیدگی مؤثر به قضایای خشونت، تعقیب عدلی مرتکبان خشونت و توسعه و انکشاف حقوق بشری زنان، مسئولیت قانونی دولت و تعهد اخلاقی تمامی‌شهروندان آگاه کشور و ضرورت عاجل و فوری جامعة ماست.

سخن آخِر اینکه جامعة افغانستان، به عنوان یک جامعة پسامنازعه و در‌گیر منازعه، بدون عطف توجه عمیق به حقوق بشر و عدالت، رعایت حقوق بشر و ایجاد ضمانت‌های محکم برای رعایت آن، تطبیق عدالت انتقالی و توجه به حقوق قربانیان و پایان‌دادن خشونت علیه زنان، هیچ‌گاه‌ به یک جامعة اخلاقی عادلانه، که به کرامت انسانی تمامی‌افراد آن حرمت نهاده شود، جان و مال مردم مصئون باشد و صلح پایدار و امنیت عادلانه در آن تضمین شده باشد، نمی‌رسد. لزوم رعایت حقوق بشر و تأمین عدالت در چنین جامعه‌ای، یک امر انکار‌ناپذیر و غیر‌قابل تعلیق است و باید جزء اولویت‌های فوری و استراتژیک دولت و شرکای بین‌المللی آن باشد.